حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
35
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
تهديد به ويرانى بندر عباسى بيانگر تمايلات قلبى امام مسقط براى تفوق بر تجارت دريايى خليج فارس و بندر عباسى است و افول قدرت ايران را در خليج فارس نشان مىدهد . پيش از اين ، گفته شد كه بندر عباسى در اين دوره به دليل نبود مديريت صحيح سياسى ، پراكندگى قدرت ، به هم خوردن تركيب اجتماعى آن و رشد شديد گرايشهاى قومى طايفهاى ، به شدت افول كرده بود و همين امر ، موقعيت مناسبى را براى امام مسقط پديد مىآورد كه تا اين اندازه قادر به دخالت در امور آن باشد . پيش از اين ، از ارتباط گسترده نمايندگان مسقط با رؤساى طوايف « هوله » و « بلوچ » گفته شد . لازم به ذكر است كه در نيمه دوم قرن يازدهم هجرى ، به دليل نبود نظارت دقيق بر امور ادارى بندر عباسى و سواحل مجاور آن ، طوايف هوله به نواحى جنوبى خليج فارس و منطقهاى به نام « جلفار » مهاجرت كردند و در آن اسكان گزيدند . اين بندر - چنانكه پيش از اين گفته شد - در سال 1043 ق . / 1633 م . تحت اداره امام مسقط شكل تازهاى به خود گرفت و اين روابط ، دور از چشم دولتمردان صفوى ابعاد گستردهاى يافت و امام مسقط از رؤساى « هوله » به عنوان حاميان اصلى خود در خاك ايران بهرهبردارى كرد . اين روابط طى قرن دوازدهم هجرى / هيجدهم ميلادى نيز همچنان ادامه يافت . از طرف ديگر ، چون بخش عمدهاى از نيروهاى نظامى پرتغالىها را در مسقط و ديگر نقاط عمان ، « بلوچان » - يا به تعبير متون آن دوره - « سندىها » تشكيل مىدادند ، اين گروه بزرگ و قدرتمند ، پس از اخراج پرتغالىها به خدمت امام مسقط درآمدند و توانستند به تدريج از موقعيت مناسبى در ساخت قدرت عمان برخوردار شوند . امام مسقط از طريق بلوچان تحت امر خود ارتباط مؤثرى را با ساكنان بلوچ بندر عباسى و نواحى شرقى آن برقرار ساخت ؛ چنانكه مىتوانست در مواقع بحرانى ، از اين اهرم فشار عليه بندر عباسى بهره بگيرد . اسناد تاريخى نشان مىدهد كه دولت صفويه در سال 1109 ق . / 1697 م . از « برقرارى ارتباط امام مسقط و بلوچان ناحيه بندر عباسى و توافق محرمانه آنها براى حمله به بندر عباسى » اطلاع داشتند ، اما اقدامى عملى براى خنثى كردن اين تحركات نكردند . در بخشى از نامه « ميرزا طاهر اعتماد الدوله » در سال 1109 ق . / 1697 م . آمده است : « به پايتخت خبر رسيده كه اعراب مسقط با بلوچها كه به وسيله دماغه جاسك در همسايگى ايران قرار داشتهاند متحد شده تا در صورتى كه ايران به امام مسقط اعلام جنگ كند ، آنها در همان موقع به گمبرون و سپس لار حمله نمايند . » « 1 » امام مسقط با استفاده از اطلاعات به دست آمده از ايران ، به خوبى از وضعيت عمومى بندر عباسى و نواحى مجاور آن آگاه شده بود و براساس اين آگاهىها اقدام به توسعه قدرت خود به سواحل ايران مىنمود . حملات دريايى مكرر « امام مسقط » به بندر كنگ و بندر عباسى در اواخر عصر صفوى همچنان ادامه يافت و موجب شد شاه سلطان حسين براى دفع اين حملات ، به پرتغالىها متوسل شود . اين تحول موجب شد دورهاى از مذاكرات سياسى بين ايران و پرتغال حول محور « حمله مشترك نظامى به مسقط » و « دفاع مشترك از بندر كنگ و عباسى » آغاز شود كه به دلايل مختلف ، به انجام نرسيد . « 2 » عزم امام مسقط براى خارج ساختن بندر عباسى از حوزه رقابت با مسقط بسيار جدى بود و نقشهها و طرحهاى او براى انجام اين مقصود ، با برقرارى ارتباط با ناراضيان قندهارى و افغانها وارد مرحله تازهاى شد . اتحاد سياسى امام مسقط و افغانها براى سرنگون ساختن صفويان ، از جمله مواردى است كه در تحقيقات صفويهشناسى مورد توجه كمترى قرار گرفته است . اين امر در حالى است كه اسناد قابل ملاحظهاى از دخالت امام مسقط در سقوط بندر عباسى ، لار و شيراز از طريق تشويق و ترغيب « بلوچان متحد مسقط » براى همراهى با افغانها در تصرف بندر عباسى و لار و شيراز موجود است و مىتواند به خوبى مورد استفاده قرار گيرد . « 3 » به عبارت ديگر ، سقوط صفويه را مىتوان بار ديگر از زاويه « رقابت مسقط و بندر عباسى » ارزيابى كرد . از اين منظر ، امام مسقط با استفاده از تضعيف دولتمردان صفوى و موقعيت به دست آمده ، در صدد تضعيف هر چه بيشتر بندر عباسى و تجارت آن از طريق اتحاد استراتژيك با گروههاى قومى ساكن سواحل ايران و افغانهاى ناراضى برآمد تا بتواند به مقصود نهايى خود ، كه همانا برترى مسقط بر بندر عباسى بود ، نايل شود . ضعف
--> ( 1 ) . متن اين نامه در سفرنامه « پريرا فيدالگو » چاپ شده است ؛ بنگريد به : سفرنامه پريرا فيدالگو ، پيشين ، ص 71 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر از جزئيات اين مذاكرات و نتايج آن بنگريد به : مقدمه « ژان اوبن » بر سفرنامه پريرا فيدالگو : سفرنامه پريرا فيدالگو ، پيشين ، صص 35 - 6 . ( 3 ) . بخش عمدهاى از اين اسناد و روايات تاريخى مربوط به گزارشهاى كارگزاران كمپانى هند شرقى هلند است كه در مجموعه كتابهايى با نامهاى زير در ايران ترجمه و چاپ شده است . - فلور ، ويلم ، برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، ترجمه ابو القاسم سرّى ، تهران ، انتشارات توس ، 1365 ، صص 73 - 59 و 97 - 85 و 313 - 289 ؛ همچنين : اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ، پيشين ، صص 158 - 95 ؛ همچنين : لاكهارت ، انقراض سلسله صفويه ، پيشين ، صص 79 - 75 و 497 - 417 . همچنين براى آگاهى از گزارشهاى دفاتر تجارى كمپانى هند شرقى انگليس در بندر عباسى بنگريد به : - The Persian Gulf Precis , London , Vol . 1 . pp . 38 - 54 . در كليه اين روايات به خوبى مىتوان مشاهده كرد كه اين « بلوچان متحد مسقط » بودند كه بندر عباسى و لار و سواحل خليج فارس را تصرف كردند و نه سپاهيان اشرف افغان . به عبارت ديگر ، اشرف افغان بدون كمك و همراهى بلوچان و برخى از رؤساى طوايف ساكن بندر عباسى ، امكان تصرف اين بندر را نداشت . از طرف ديگر ، اين پرسش را كه چرا اشرف افغان براى تصرف اصفهان از مسير كرمان ، بندر عباسى ، لار و شيراز استفاده كرده است ، مىتوان مجددا بررسى كرد . براى رسيدن به پاسخى قانعكننده مىتوان اين پرسش را مطرح كرد كه تصرف و تخريب تأسيسات بندر عباسى تأمينكنندهء منافع امام مسقط و متحدان بلوچ او بوده يا برآورنده اهداف اشرف افغان ؟ - برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، پيشين ، صص 73 - 59 و 97 - 85 و 313 - 289 ؛ همچنين : اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ، پيشين ، صص 158 - 95 ؛ همچنين : لاكهارت ، انقراض سلسله صفويه ، پيشين ، صص 79 - 75 و 497 - 417 . همچنين براى آگاهى از گزارشهاى دفاتر تجارى كمپانى هند شرقى انگليس در بندر عباس بنگريد به : - The Persian Gulf Precis , Vol . 1 . pp . 38 - 54 .